شازده کوچولو
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد شیشه ی نازک تنهایی من
|
|
نی دونم !!!! تو طول ترم و بیشتر وقت امتحانات حالام که تابستون نشستم با کامی جون ول گشتم چندتا از دوستام زنگ زدن که رامین بیا تهران بریم شمال دیشب داشتم به این فکر میکردم به تنها نتیجه ای که رسیدم این بود که از این زندگی تکراری و روزمرهگی: خسته ام ! خسته ام! خسته ام! نمیدونم زندگی باید چه جوری باشه ها اینقدر پوچ و بی معنی باشه .
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
عکس خفن !!!!
راستی نظر شما در مورد این عکس و کلآ این جور کارا که نمیدونم بهش چی میگن چیه ؟؟؟ نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
آخیش آخیش
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
تولدم مبارک
داشتم برنامه میریختم که درس بخونم
خلاصه سرتونو درد نیارم تا عصر حدود بیست و اندی آدم زنگ زدن
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
|
|