شازده کوچولو
life is comedy for those who think and a tragedy for those who feel
|
|
سرخی تو از من...زردی من از تو... سلام
بعدشم یه مطلب راجع به عید نوشتم که وقتی تایپش کردم میزارم تو وبلاگ . چهار شنبه سوری بود و شب گرفتن سرخی ها به عنوان سمبل نشاط و شادی و شب وانهادن زردی های سستی و غم فعلا از آتیش بازی برگشتم دارم این مطلبو فی البداهه"اگه دیکتش درست باشه" مینوسم. والا امروز که چهارشنبه سوری باشه ما به کمک بچه ها هر چی دوست و آشنا و فامیل و دوست دختر و دوست پسر خونه ی یکی از دوستامون که جای خیلی دنجیه مادراشون اومده بودن و جمع حسابی صمیمی و خودمونی شده بود. آتیش درست کرده بودیم و آهنگ گذاشته بودیم و سی چهل نفری میرقصیدیم
"ببینین جو چه جوری شده بود من که هیشکی رقصیدنمو ندیده بود سه چهار ساعت رقصیدم
خلاصه ما از ساعت ۸ شروع کردیم به مدلای مختلف رقصیدن البته جمع خیلی دوستانه و خانوادگی بود طوری که اکثر کسایی که داشتن میرقصیدن پدر و مادر و برادر و خواهراشونم تو جمع بودن و اکثر برادر خواهرا هم با هم میرقصیدن که مامورا و شخصیا و... با چند تا ماشین ریختن اونجا بعدش چند تا از بچه ها رو گرفتن ببرن که وقتی دیدن همه پشت همیم و همه خونواده ایم و نمیتونن کاری کنن اونارم ول کردن " سردستشون برگشت گفت آخه اگه الان عرازل و اوباش بیان اینجا واسه خودتون بد میشه ۲- واسه اینکه عرازل و اوباش به مردم آزار نرسونن مردمو باید جمع کرد نه عرازلو یه سری شرو ور تحویلمون دادن و متفرقمون کردن و
من نمیدونم چرا یه بارم که داره به مردم خوش میگذره بعضیا به خودشون اجازه میدن شادی مردمو به هم بزنن؟؟؟
"تو عزای امام حسینم کلی هم دعوا میشه... باید مردمو بفرستن خونشون؟؟؟ ولی از همه ی اینا گذشته شب خیلی خوبی بود جای همه ی دوستان سبز بود!!!
نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
نییییییییییییدونم !!!! چی بنویسم؟ از کجا از کی بنویسم ؟ واسه کی بنویسم؟ اصلا واسه چی بنویسم؟ ای بدم نشدا البته خیلی چیزا به نظرم میرسه ولی بعدش به نظرم موضوع بیخودی میاد و نمی نویسمش . قدیما که بیشتر مطالب انتخابی مینوشتم کار خیلی راحت تر بود یه مطلب رو میدیدم خوشم میومد و مینوشتمش ولی حالا این که فکر کنم: چی بنویسم شده مثل ماجرای مامانای خونه دار که میگن سخت ترین قسمت کار انتخاب کردن اینه که چه غذایی درست کنن و همیشه در این مورد کمک می خوان یه چندتا سوال فنی از وبلاگ نویسای عزیز : راستی هر کدوم شما چه طوری تصمیم میگیرد راجع به چی بنویسید ؟؟؟ یه سوال دیگه هر کدوم شما واسه چی می نویسید ؟؟؟ و خیلی سوالای دیگه ........................ الکی الکی اینم شد یه پست جدیدا !!!! قول میدم باز زود زود آپ کنم . نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
دموكراسي و جامعه ي آزاد از نوع ايرانيش والا هر روز كه ميگذره ما تو اين كشور بيشتر به ابعاد پنهان اين دموكراسي و جامعه ي آزاد پي مي بريم !!! از وقتي رئيس دانشگاه جديد شروع به كار كرد تا همين چهارشنبه ما هيچ تغييري به جز تغيير تو كادرا نديده بوديم " رئيس شوراي صنفي يا هر جاي ديگه رو عوض كردن و غذاي افتضاح دانشگاه افتضاح تر شده به حدي كه چهار شنبه ظهر مرغ سلف اينقدر سفت بود كه وقتي خواستم تيكه تيكش كنم قاشقم شكست حالا از خبر هايي كه هر روز تو رسانه ها ميشنويم و باعث نگرانيمون از اوضاع كشور و آينده ي خودمون ميشه بگذريم كه قرار نيست من اينجا مطلب سياسي بنويسم داشتم از دانشگاه مي گفتم كه ما از روز چهارشنبه تغييراتي كه مدير جديد ايجاد كرده رو مشاهده كرديم : چهار شنبه صبح ديديم به يه خانومي گير دادن كه لباست نامناسبه چهار شنبه عصر به مو هاي بسته ي دوست من گير دادن پنج شنبه ريختن تو دانشگاه و به هرچي دختر پسر كه داشتن با هم صحبت ميكردن گير دادن و كارتاشونو مصادره كردن !!! جالب اينجاست كه اينو به يكي از بچه ها گفتم برگشت جواب داد: به نفع ما كه دوست دختر نداريم !!! امروز ديدم كه واسه ورود و خروج به دانشگاه هم قانون گذاشتن : اول اينكه بدون رؤيت كارت كسي رو تو دانشگاه راه نميدن!!! دوم اينكه واسه اينكه تو سر در به اين بزرگي خانوما و آقايون به هم برخورد نكنن"به گفته ي نگهبان" دراي ورودي و خروجي رو مجزا كردن!!! سوم اينكه جديدآ به سرو وضع بعضي از دانشجو هام گير ميدن "اين ديگه واقعآ زشته عملآ به طرف ميگن تو خودت شعور نداري كه تشخيص بدي چه لباسي مناسبه پس ما واست انتخاب مي كنيم. امروزم كه يه اتفاق عجيب غريب افتاد خلاصه اينكه اين چند روزه ما كلي مطلب جديد در مورد دموكراسي وآزادي ياد گرفتيم راستي به نظر شما اين حرف آقاي خاتمي كه گفت : هيچ جامعه اي به عقب بر نميگرده درسته يا نه ؟ شرمنده كه با حرفام باعث شدم كه احتمالا كمي برنجيد نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
دنیای مجازی و دنیای آخرت امروز داشتم راجع به مرگ خودم فکر میکردم دیدم خیلیم از مرگ نمی ترسم و یا زیاد واسم مهم نیست یه جورائی ناراحت بودم که دیگه نمی تونم میلام رو چک کنم ویا آف های یاهومُ چک کنم و از همه مهم تر وبلاگمُ آپدیت کنم کافی نت جهنم بوی & گرلز: تابلو ورودی :یه تابلو بزرگ و سیاه با یه علامت اسکلت قرمز که روشن خاموش میشه!!! دکوراسیون:یه فضای تاریک وسیاه پر تار عنکبوت با عنکبوتای گنده که از سقف آویزون شدن یه نور قرمز که هی روشن خاموش میشه و رو اعصاب آدم راه میره!!! موسیقی:یه آهنگ هوی متال خیلی خفن که خواننده همچین داد میکشه که انگار دارن شکنجش میکنن!!! سیستما : همه از اووون کامپوترای احد تیرکمون شاه که دو ساعت طول میکشه تشخیص بده شما کلیک کردی و همش داره هشدار میده که فضای هاردتون پر شده و فایروالشم هی هشدار ویروس جدید میده تازه هر چند لحظه یه بار درست زمانی که سرعت خیلی برات مهم میشه هنگ میکنه خط اینترنت: مثل خط اینترنت خودمون ایرانیا اولش که نیم ساعت خط اشغاله بعدشم وصل که میشه سرعتش افتضاحه دو ساعت طول میکشه یه صفحه یا یاهومسنجر رو باز کنه نصف بیشتر سایتاشم که فیلتره و هر دو دقیقه یه بارهم دیسکانکت میشه. خلاصه کانکتم که میشی یه آدم بیکار که اسم خودشو گزاشته " چه چیزک هکر" هی بوتت میکنه ویه بار دی سی میشی یه بار ری استارت میشه و.... مشتریا: یه سری آدم کج و کوله که بعضیاشون انگار داره شلوارشون از پاشون میفته و قیافه هام که افتضاح تازه هر از چند گاهی یه سرکی هم رو سیستم آدم میکشن ببینن چه خبره و بعضی هاشونم آیدیتُ برمیدارن و بهت پی ام میدن. خلاصه با این اوضاع ساعتی یکی دو هزارتومن هم باید پیاده شی!!!!!! کافی نت پارادایس بویز & گرلز: این یکی چون فازش به من نمی خورد زیاد تصورش نکردم ولی هرچیه بروبچه هاش همه بچه باحال و خوش تیپ و همه وبلاگ نویس نوشته شده توسط رامین | لینک ثابت | موضوع: |
|
|